تبليغاتX
آتیه بین
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
گفت‌وگوی زیر، حاصل مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد با مهندس سحابی است که از انتشار باز ماند
گفت‌وگوی زیر، حاصل مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد با مهندس سحابی است که از انتشار باز ماند:

                         عزت‌الله سحابي:*بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بود

                                                  *فاجعه هفتم تیر کار مجاهدین نبود

حسين سخنور

مروري بر خاطرات هفتم‌تير زمينه حضور ما بود در دفتر ميدان هفت‌تير مهندس سحابي. وقتي وارد دفتر شديم سحابي نيز مشغول تصحيح و تنظيم جلد دوم كتاب خاطرات خود بود. حكايات شنيدني و ناشنيده‌هاي فراواني در خاطرات سحابي وجود دارد كه وقتي به اتفاقات و ترورهاي دهه 60 مي‌رسد، اوج مي‌گيرد.

از اين رو ترجيح مي‌دهيم بيشتر راجع به ترورهاي آن دهه و آثار و تبعات آن در فضاي سياسي و اجتماعي كشور با او صحبت كنيم. او نخست به انگيزه‌هاي متفاوت ترورهاي اول انقلاب اشاره مي‌كند و سپس علت‌هاي متعدد به وجود آمدن آن فضا را برمي‌شمارد. سحابي پيش از آنكه كلام خود را آغاز كند به ما تذكر مي‌دهد: «راجع به اين مسائل كمتر سراغ من بياييد.»

***

*بعد از پيروزي انقلاب، بعضي از گرو‌ههاي فكري و سياسي ترور را تنها راه‌حل برخي از مشكلات انقلاب تلقي مي‌كردند و هر كدام با انگيزه‌هاي متفاوتي دست به ترور مي‌زدند؛ انگيزه‌هاي مذهبي و ايدئولوژيك، سياسي و رقابتي يا ارعاب حاكميت و تحريك مردم. به نظر جنابعالي مهم‌ترين هدف اين گروه‌ها چه بود و با چه انگيزه‌يي ترور را برگزيدند؟

انگيزه‌هاي گروه‌هاي تروريستي اول انقلاب را مي‌‌توان در دو حوزه متفاوت تقسيم‌بندي كرد. برخي از اين گروه‌ها انگيزه سياسي داشتند و بعضي ديگر از گروه‌ها اهداف سياسي خود را دنبال مي‌كردند. اما نقطه اشتراك هر دو، هدف انتقام‌گيري بود. در سال‌هاي 58 و 59 گروه‌هاي روشنفكري وقتي متوجه شدند حاكميت كشور يكدست شده است و روحانيون زمام اكثر امور را به دست گرفته‌اند، در پي انتقام بودند زيرا آنان نيز براي خود نقش بسزايي در پيروزي انقلاب قائل بودند و نمي‌توانستند بپذيرند كه به راحتي از صحنه اجتماعي و سياسي كشور حذف شوند. يكي از مصاديق اين نوع ترورها، ترور مرحوم مطهري در ارديبهشت‌ 58 توسط گروه فرقان بود كه در ادامه نيز مرحوم مفتح را هدف قرار دادند، ضمن آنكه برخي از ترورهايشان مانند ترور مرحوم قاضي در تبريز نيز ناموفق بود. اين نوع ترورها معلول تحول حاكميت در ايران نبود بلكه نتيجه تفكرات برخي از روشنفكران همچون مرحوم شريعتي بود و طرفداران اين جريان گمان مي‌كردند با حذف چهره‌هايي همچون مرحوم مطهري كه از شخصيت‌هاي برجسته حاكميت است، مي‌توانند از حاكميت روحاني وقت انتقام بگيرند و جايگاه روشنفكران را در جامعه تثبيت كنند. اين يك رويكرد بود كه همان زمان گروه‌هايي همچون مجاهدان نيز آن را قبول نداشتند و خود نيز منتقد اقدامات فرقاني‌ها بودند و كارهاي آنان را خطا مي‌دانستند.

               


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 18:2 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
حکم یونس میر حسینی فعال دانشجویی دانشگاه شیراز به سه سال حبس افزایش پیدا کرد
ادوارنیوز: در اقدامی بی سابقه در حالی که حکم یونس میر حسینی از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز به صورت تلفنی به وکیل وی یک سال حبس تعلیقی به مدت چهار سال اعلام شده بوداما پس از حضور وی در دادگاه انقلاب شیراز حکم 36 ماه حبس تعلیقی به مدت 4 سال به میر حسینی ابلاغ می شود. اتهامات وی“تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروههای مخالف نظام” و “تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام” عنوان شده است.

یونس میر حسینی 14 آذرماه 1386 توسط اداره اطلاعات شیراز و با ضرب و شتم مقابل دانشگاه بازداشت شده بود که پس از 14 روزبا قرار وثیقه آزاد شد.دانشجویان دانشگاه شیراز در مدت بازداشت وی سه تجمع را در حمایت از میر حسینی بر گزار کرده بودند
نوشته شده توسط یک انسان در 12:9 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
گزارشی در مورد طرح بحث انگیز مجازات اخلالران امنیت روانی جامعه
۲۰ نماینده مجلس ایران طرحی یک فوریتی را ارائه کرده‌اند که در آن مجازات‌های شدید و از جمله اعدام‌ برای «اخلالگران در امنیت روانی جامعه» در نظر گرفته شده است. نویسندگان وبلاگ‌های «نامطلوب» از مصادیق این «اخلاگران» هستند.

 

به موجب طرح نمایندگان مجلس،  آن دسته از فعالیت‌های نوشتاری و تصویری وبلاگ‌نویسان و سایت‌های اینترنتی که با معیارها و دیدگاه‌های رایج درجمهوری اسلامی سازگار نباشند  نیز، مشمول جرائم اجتماعی خواهند شد و دادگاه‌ها مجاز خواهند بود برای «مرتکبان» احکام مجازاتی تا سطح اعدام صادر کنند. اجرای فوری و بدون بخشش چنین احکامی نیز از دیگر پیشنهادهای مطرح در طرح ارائه‌شده است.

 

حمیدرضا حاجی بابایی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته است که «صاحبان وبلاگ و وب سایت مروج فساد و فحشا، الحاد» هم مشمول مجازات‌های مندرج در طرح یادشده هستند.

 

به گفته‌ی حاج‌بابایی، در مرکز و مراکز استان ها ستادهایی ویژه ای تشکیل خواهد شد که وظیفه ‌آنها تعیین مصادیق جرایم مخل امنیت روانی جامعه، تعقیب و مجازات مرتکبان و اجرای مجازات آنان خواهد بود.

 

در صورت تصویب نهایی این طرح، علاوه بر اینکه مرتکبان جرایم مخل امنیت روانی جامعه به اعدام محکوم می‌شوند اماکن و وسایل نقلیه آنان نیز ضبط و توقیف خواهد شد.

 

حاج بابایی در ادامه به مهر گفته است که  «مجازات مجرمان خارج از نوبت انجام می شود و احکام صادره نیز غیر قابل توقف ، تعلیق و یا تبدیل خواهند بود.»

 

یک دلمشغولی دیرینه

 

«امنیت اخلاقی و روانی» جامعه از دیرباز یکی از دلمشغولی‌های جمهوری اسلامی ایران بوده و هر زمان نیز طرح‌های متفاوت و پیوسته سختگیرانه‌تری برای تامین این «امنیت» به اجرا گذاشته شده است. در یکی دو سال اخیر، طرح «ارتقای امنیت اجتماعی» شاخص‌ترین رویکرد نیروهای انتظامی در این راستا بوده است. کنترل سخت‌گیرانه‌تر حجاب و آرایش زنان و مردان یکی از محورهای اصلی این طرح را تشکیل می‌داده است. چنین طرح‌هایی در بسیاری از موارد از سوی حقوقدانان و جامعه‌شناسان در تناقض با حقوق اولیه‌ی شهروندی تلقی شده و مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 12:1 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
اعتراض حدودهزار نفر از فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به حکم حبس هانا عبدی
هانا عبدی، دختر جوان 21 ساله ایرانی کرد، پس از تحمل 9 ماه زندان، با اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی، حکم پنج سال زندان در تبعید دریافت کرده است. او محکوم شده است که پنج سال زندان را در شهری دور از خانواده اش و در زندانی که طبقه بندی بر اساس نوع جرم ندارد بگذراند. از سوی دیگر روناک صفازاده نیز در معرض چنین احکام سنگینی قرار دارد.

ما، جمعی از فعالان جنبش زنان ایران و مدافعان حقوق برابر، این حکم را با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم، زیرا:

1 - به هانا عبدی در طول تحقیقات مقدماتی اجازه حضور وکیل داده نشده و فقط پس از پایان تحقیقات و صدور کیفر خواست، وکیل هانا آن هم در حضور ماموران موفق به ملاقات و صحبت با او شده است.

2 - برخلاف "اعلام" علنی بودن دادگاه، حتا با حضور بستگان هانا در دادگاه وی موافقت نشده است.

3 - در نظر گرفتن اشد مجازات و حکم تبعید به مکانی دور از دسترس خانواده و در شهری دورافتاده و مرزی و در میان محکومان عادی و نیز قاچاقچیان مواد مخدر، به راستی برای دختری به سن و سال هانا عبدی، غیرمنصفانه است و سلامتی او را در معرض تهدید جدی قرار می دهد.

4 - در حکم به اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی اشاره شده، اما در صدور حکم مواد قانونی که در ارتباط با جرم محاربه هستند مورد استناد واقع شده اند. روشن نیست که چگونه در روند دادرسی و صدور این حکم، عملی مشخص مشمول دو عنوان مجرمانه قرار گرفته است.

از این رو ما امضاء کنندگان این بیانیه، حکم 5 سال حبس تعزیری را برای هانا عبدی غیرمنصفانه و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم و انتظار داریم که این حکم هرچه سریعتر نقض و پرونده هانا عبدی و روناک صفازاده طی روندی کاملا قانونی، از ابتدا مورد بازنگری جدی قرار گیرد و طی این مدت این دو بتوانند از زندان آزاد شوند.

از سوی دیگر از همه نهادهای مدافع حقوق بشر و فعالان اجتماعی و نیز هموطنان شریف ایرانی انتظار داریم که نسبت به سرنوشت این دختر جوان هم وطن مان بی تفاوت نبوده و برای نقض حکمی که امنیت، سلامت و آینده این دختر جوان را در معرض تهدید جدی قرار داده، همه همت و تلاش خود را به کار گیرند.

امضاء کنندگان:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 11:53 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
انتقال احمد قصابان به اندرزگاه 8 زندان اوین

احمد قصابان، فعال دانشجویی که بیش از یکسال است در زندان به سر می برد، عصر امروز به دلیل آنچه تخطی از قوانین زندان عنوان شده است، به اندرزگاه 8 زندان اوین انتقال یافت.

به گفته ی زندانیان سیاسی، اندرزگاه 8 به لحظ شرایط بهداشتی و زندگی، از نامناسب ترین بندهای زندان اوین است و به دلیل نگهداری بیش از حد زندانی در این بند، اکثر زندانیان تازه وارد ناچار کف خواب می شوند.

گفته می شود انتقال زندانیان سیاسی به بندهای مختلف از زمان مدیریت جدید زندان اوین، شدت بیشتری به خود گرفته است، به طوریکه مسئولان زندان به بهانه های واهی زندانیان را که به زندگی در یک بند عادت کرده اند، به بندهای دیگر منتقل کرده و دلایل آن را تخطی از قوانین عنوان می کنند.

احمد قصابان به دلیل عدم شرکت در ورزش صبحگاهی زندان با جریمه انتقال به اندرزگاه 8 مواجه شد.

گفتنی است با وجود تاکید آیین نامه سازمان زندان ها بر رعایت اصل تفکیک جرایم، هم اکنون در زندان اوین زندانیان سیاسی در بندهای مختلف و در میان جرایم گوناگون نگهداری می شوند.

اکثر زندانیان اندرزگاه 8 را، افراد با جرایم قاچاق و مواد مخدر تشکیل می دهند.

نوشته شده توسط یک انسان در 11:35 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه در دادگاه تجدید نظر تایید و لازم الاجرا اعلام شد !
                                                                         

                                       نگذاریم عابد را زندانی کنند !

           حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه در دادگاه تجدید نظر تایید و

                                               لازم الاجرا اعلام شد !  

دادگاه تجدید نظر در حکم صادره ی هشت ماه حبس تعزیری برای عابد توانچه ، یکی از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب ، برگزار شد و دادگاه تجدید نظر حکم هشت ماه حبس تعزیری قطعی را تایید و لازم الاجرا اعلام کرد . مدت یک هفته پس از ابلاغ رسمی حکم که روز شنبه خواهد بود ٬ به عابد زمان داده خواهد شد که خود را برای اجرای حکم هشت ماه حبس تعزیری به زندان مربوطه معرفی نماید . این در حالی است که عابد امکان حضور در دادگاه برای بیان دفاع و ارائه ی دفاعیه ی خود را نیافت و حتی به وکیل وی ٬ جناب آقای دکتر حاجی مشهدی فرصتی برای دفاع از موکل خود داده نشد . عابد توانچه و دیگر دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و  فعالان دانشجویی چپ به ‌خاطر شرکت یا قصد شرکت مراسم روز دانشجو در آذر ماه سال ۱۳۸۶ دستگیر شدند . طی ابلاغیه ی دادگاه تجدید نظر ٬ حکم عابد به زودی اجرا خواهد شد و عابد به زندان می رود . شواهد حاکی از آن است که به زودی و طی برگزاری جلسه ی دادگاه مجدد ٬ حکم سی و دو ماه حبس تعزیری دیگری به اتهام توهین به رهبری و اغتشاش با تبانی قبلی به هشت ماه حبس تعزیری تایید شده ی کنونی او افزوده خواهد شد که در صورت زندانی شدن عابد ٬ این دادگاه و حکم صادره ی آن ٬ در دوران حبس عابد به وی ابلاغ خواهد شد .

ما جمعی از فعالین سیاسی ٬ دانشجویی ٬ کارگری ٬ حقوق بشر و زنان ٬ ضمن محکومیت گسترش برخورد پلیسی و قضایی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب  ، خواستار لغو فوری و بی قید و شرط حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه می باشیم و اعلام می داریم که در صورت عدم تحقق این امر از تمام امکانات و توانایی های خود در جهت نیل به مقصود استفاده می نماییم .

نوشته شده توسط یک انسان در 11:32 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
احمد باطبی شرایط زندان و شکنجه را تشریح کرد

                                   

یکی از رهبران جنبش دانشجویی ایران در دهه گذشته، و فعال حقوق بشر، احمد باطبی، دیروز (دوشنبه) در برنامه تفسیر خبر شبکه خبری فارسی صدای آمریکا گفت، شکنجه، نقض حقوق بشر، و سرکوب زنان هنوز بطور گسترده در ایران وجود دارد.

 باطبی، در گفتگو با جمشید چالنگی مجری برنامه تفسیر خبر، شرایط شکنجه بدنی و روحی در زندان های جمهوری اسلامی را تشریح کرد. وی کهنه سال از عمرش را در زندان های جمهوری اسلامی گذرانده، گفت بر اثر شکنجه هایی که در زندان بر وی وارد آمده بخش راست مغزش متورم شده است. وی اضافه کرد، هدف اصلی از اعمال شکنجه های شدید و خفت آور بر من و سایر زندانیان سیاسی هم بندم این بود که ما را وادار کنند آنچه را که مقامات می خواستند بگوئیم، و چنانچه نمی گفتیم آنها به سراغ خانواده مان می رفتند و آن ها را می ترساندند و عذاب می دادند.

 احمد باطبی پس از خروج غیر قانونی از ایران پس از طی مسافتی طولانی از طریق عراق، به اتریش رفته و از آنجا به آمریکا آمد. وی اکنون در واشنگتن پایتخت ایالات متحده بسر می برد.

 باطبی در این مصاحبه تلویزیونی گفت من آرزو می کنم هر شهروند ایرانی بتواند به خارج سفر کند، و صرفا برای مدت یک هفته به آمریکا یا اروپا برود و آزادی را حس کند و بوی آن را استشمام کند. و بتواند احترامی که در این خطه برای انسان قایل می شوند را با تمام وجود احساس کند و ارزش زندگی خودش را درک کند.

 احمد باطبی پس از آنکه در جریان تظاهرات دانشجویی سال ۱۳۷۸ پیراهن خونین یکی از همرزمانش بنام عزت ابراهیم نژاد، که به وسیله اعضای بسیج به شدت کتک خورده بود، را بر سر دست گرفت به شهرت رسید. پس از انتشار جهانی عکسی از این اقدام متهورانه به وی لقب «نماد جنبش دانشجویی ایران» داده شد. پس از آن وی دستگیر و در پشت درهای بسته دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد، دادگاهی که برایش رای اعدام صادر کرد. رای صادره پس از اعتراض های داخلی و بین المللی به ۱۵سال حبس تعدیل پیدا کرد.

 

صدای امریکا

نوشته شده توسط یک انسان در 18:58 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
پیام دانشجویان اهواز به دانشجویان سراسر کشور
                                                             

پس از 16 آذر سال گذشته یک موج عظیم از اعتراضات  توسط دانشجویان سراسر کشور با الگوبرداری از آن حرکت در دانشگاه ها علیه نابرابری و عدم آزادی حاکم بر سطوح مختلف جامعه ایجاد شد. این حرکت ها که بصورت خودجوش توسط دانشجویان شجاع و جسور در حمایت از اعتراض های کارگری و بخش های دیگر جامعه که به نوعی تحت فشار دستگاههای محدود گر سیاسی و امنیتی هستند ایجاد شد. مسائل صنفی؛ مشکلات مردم شهری که دانشگاه در آن مستقر است ؛فساد حاکم بر مدیریت دانشگاه ها و غیره همه وهمه بخش کوچکی از معضلاتی است که دانشجویان آگاه و روشنفکر با آنها در این مدت اخیر در تهران ،اهواز، زنجان ، مشهد ، شیراز ،مازنداران ،همدان و باقی شهرهای ایران  با آن مواجه بوده اند. دانشجویان با انسجامی ستودنی در سراسر کشور با در دست گرفتن پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی  اعلام کردند که دیگر وقت آن است جریانی در دانشگاه فعال شود که هیچگونه زدو بندی با مجموعه قدرت نداشته و بودجه های نجومی جهت اقناع خواست حاکمیت به یاری اش نرود،  بلکه با تکیه بر نیروی خویش  پیروزی اعتراضات  را به سر  انجام رساند.

یکی از اقداماتی که حاکمیت بعد از 16 آذر هزار وسیصد و هشتاد و شش آغاز نمود موج گسترده دستگیری دانشجویان معترض و در بند کردن آنها  در سخترین شرایط بود، با این خیال که می توانند با ارعاب و ترس آور کردن فضای دانشگاه واعمال شدیدترین برخوردهای فیزیکی چه از نظر روحی وچه جسمی بر دانشجویان در بند و همچنین خانواده های آنها  از این حرکت جلوگیری کنند. اما این تصور، خیال خامی بیش نبود چرا که با این حرکت، خاطر همه فعالین آگاه این عرصه، جری تر شده و مصمم تر از گذشته با افق صریح سیاسی آزادی و برابری ادامه کار دادند.

با این حال باید گفت در روزهای اخیر باز شاهد برخورد با مردم جان به لب رسیده از شرایط اقتصادی و سیاسی و همینطور فعالین دانشجویی در دانشگاههای مشهد بوده ایم ، دانشجویانی که خود را متعلق به جنبشی انسانی برای دفاع از نیازها و حقوق مردم می دیدند، در اعتراضات خودجوش عده ای از مردم مشهد شرکت کرده و با اعلام انتقادی این مسئله که تحقق آزادی و برابری از راهی فرا تر از مطالبه جلوگیری ازمفاسد اقتصادی امکان پذیر است، خود به دست نیروهای امنیتی  بازداشت شده و راهی زندان شدند.

در حال حاضر نه تنها از وضعیت آقایان محمد زراعتی ، توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده که توسط لباس شخصی ها ربوده شده اند، اطلاعی در دست نیست بلکه از جمعیتی حدود 200 نفر از بازداشت شدگان زن و مرد و جوان  این اتفاق در مشهد هنوز خبر موثقی دریافت نشده است.

 در این بین  باز هم  یکسان شمردن- نشستن مقابل دوربین- با پراتیک سیاسی و حضور فیزیکی در بین مردم، تلوزیونهای لس آنجلسی را به منجلاب  دسیسه سیاسی و توهم کشانیده و با اعلام تلوزیونی حضور معترضین، موجبات به خطر افتادن تعدادی از مردم  در مقابل دستگاه پلیس گشته اند .

 

                                                         


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 18:38 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
نامه فرزاد کمانگر از زندان رجایی شهر کرج
"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 18:34 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
حراست ايران خودرو برای سرکوب حرکت اعتراضی کارگران آنرا به توطئه يک "حزب کمونيستی" نسبت داد

ادامه اعتصاب کارگران ایران خودرو و تهدید مدیریت برای سرکوب کارگران اعتصاب کارگران ایران خودرو امروز وارد چهارمین روز خود شد با پیوستن اکثر بخشهای شرکت به این اعتصاب مدیریت شرکت ایران خودرو به جای جواب به خواسته های  کارگران با پحش اطلاعیه های از طرف مدیریت حراست وبا بر قراری حالت حکومت نظامی کارگران را تهدید به سرکوب کرد مدیریت حراست در مقابل خواستهای بر حق کارگران که خواهان پایان دادن به اضافه کاری های اجباری و افزایش حقوق خود هستند با نمایش نسخه های نح نما شده های 20 سال پیش خواسته با این ترفند کارگران را از ادامه اعتصاب  بترساند تا دست از اعتصاب بر دارند متن اطلاعیه مدیریت حراست عینا درج می شود :

-بسمه تعالي
 
اطلاعيه        شماره نامه    م ع/87601119/ا      
 تاريخ    10/04/87    
 
موضوع    لزوم اطلاع رساني نسبت به تحرك برخي از عوامل ضد انقلاب در سطح شركت    

باسلام و احترام
به اطلاع كاركنان شريف ايران خودرو مي‌‌رساند برابر اطلاعات واصله ؛ از طرف گروهك‌هاي ضد انقلاب از جمله « حزب اتحاد كمونيسم كارگري » اقداماتي در جهت تحريك كارگران با بهانه قراردادن بعضي مسائل موجود در سطح كشور خصوصاً ‌در مجموعه‌‌هاي صنعتي موثر در حال پيشرفت صورت گرفته است. در اين رابطه برخي از عوامل دست نشانده در جهت اهداف پليد گروهك‌ها اقدام به شعارنويسي و پخش اعلاميه و دعوت كاركنان به تحصن ، اعتراض و اعتصاب غذا و ... نموده‌اند .
لذا بدينوسيله از كليه همكاران محترم تقاضا مي‌گردد در صورت مشاهده هرگونه تحركي مراتب را به ستاد خبري حراست با شماره تلفن 6161 اعلام نمايند .
       
احمد مهرور
مدير حراست گروه صنعتي ايران خودرو                               
87/4/11

نوشته شده توسط یک انسان در 18:32 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یازدهم تیر 1387
همسویی آشکار روزنامه کارگزاران با خبرگزاری فارس در طرح مطالب کذب علیه دفتر تحکیم

خبرنامه امیرکبیر: روزنامه کارگزاران، که صاحب امتیاز آن حزب کارگزاران سازندگی است، در اقدامی عجیب و در همسویی آشکار با رسانه ها و خبرگزاری های نزدیک به دولت، خصوصا روند یک ماه اخیر خبرگزاری فارس، در شماره دیروز خود، یکشنبه، ۹ تیرماه ۸۷، در مقاله ای به قلم مجتبی بیات، عضو سابق و مستعفی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با عنوان «بقای تحکیم[!] در لزوم بازسازی سرمایه اجتماعی» به شرح روایتی خاص از مسائل داخلی دفتر تحکیم وحدت پرداخته و در پایان پیشنهادات مورد نظر خود را نیز ارائه نموده است.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این مطلب با مرور ادبیات نظری بحث سرمایه اجتماعی، بخش هایی از نامه های داخلی دو عضو شورای مرکزی تحکیم که خطاب به اعضای شورای عمومی نوشته و در آن انتقاداتی نسبت به نحوه برگزاری نشست دبیران سیاسی در اسفند ۸۶ بیان شده بود، برای نخستین بار به صورت علنی در سطح یک روزنامه سراسری منتشر شده است.

 خبرگزاری فارس، که پیش از این به خاطر انتشار اخبار دروغ سه روز توقیف شد، یک روز قبل از نشست اخیر دفتر تحکیم با انتشار خبری ادعا کرد که لیست اعضای شورای مرکزی از پیش تعیین شده و برگزاری نشست و انتخابات تحکیم صوری است. این خبرگزاری اسامی ۹ نفر از اعضای دفتر تحکیم را نیز به عنوان اعضای شورای مرکزی آتی معرفی کرده بود. فارس در بخش دیگری از خبر خود به نامه دو عضو شورای مرکزی نیز اشاره کرده و تهدید کرده بود که این نامه را، که اکنون بخش هایی از آن توسط روزنامه کارگزاران منتشر شده است، منتشر خواهد کرد.

 مجتبی بیات که پیش از این در وبلاگ شخصی خود دفتر تحکیم وحدت را با الفاظ نامناسبی خطاب قرار داده بود، بدون در نظر گرفتن فعالیت های فراوان یک سال اخیر این تشکل فراگیر دانشجویی، اعضای آن را به انفعال بی سابقه متهم نموده و مدعی شده که موجی از بی اعتمادی سراسر مجموعه را فرا گرفته است.

 وی در ادامه این مطلب با بیان این که «گروهی متشکل از حنیف یزدانی و برخی اعضای شورای عمومی» در صف بندی انتخاباتی روز نشست وزن اکثریتی خود را اثبات کرده اند، پیشنهاد کرده که هیچ یک از اعضای فعلی شورای مرکزی در هیچ کدام از ارکان تصمیم گیری و اجرایی، اعم از شورای مرکزی و یا شورای مشورتی، حضور نداشته باشند.

 خبرگزاری فارس پس از افشای قصد تعرض معاون دانشجویی دانشگاه زنجان به یک دانشجوی دختر این دانشگاه در خبری تهدیدآمیز از قول یک عضو شورای عمومی تحکیم تجمعات سلسه وار در دانشگاه های تربیت معلم، همدان و زنجان را سناریویی دانست که اعضای شورای مرکزی برای متشنج کردن فضا در آستانه سالگرد ۱۸ تیر تدارک دیده اند. فارس به صورت تلویحی از علی نیکونسبتی، بهاره هدایت و مهدی عربشاهی در خبر خود نام برده بود و از قول این عضو شورای عمومی مدعی شده بود این افراد برای آن که ابتکار عمل را در مقابل رقبای خود در درون تحکیم به دست بگیرند دست به این اقدامات زده اند.

جالب این که مجتبی بیات و دوستان وی که پیش از این سایرین را به بهره گیری از امکانات حزبی خاص برای برگزاری نشست تحکیم متهم نموده بودند، در حال حاضر خود با بهره گیری از امکانات رسمی حزب کارگزاران سازندگی به انتشار مسائل داخلی این تشکل دانشجویی پرداخته و به نفع گروهی خاص در انتخابات پیش روی شورای مرکزی تحکیم موضع گیری نموده اند.

 لازم به ذکر است در سالیان گذشته نیز افرادی چون سعید رضوی فقیه و مجید حاجی بابایی برای سهم خواهی در مناسبات داخلی تحکیم از همین روش استفاده می کردند. هفته گذشته مجید حاجی بابایی در مصاحبه با خبرگزاری فارس ضمن انتقاد شدید از خبرنامه امیرکبیر به اختلافات درون تحکیم اشاره کرده بود و تلویحا طرف یکی از طرفین منازعه را گرفته بود و به صورت کنایه آمیز به دانشجویان امیرکبیر گفته بود: «در نشست اخیر اکثریت مجموعه در برابر زیاده خواهی ها و تکروی‌های عده ای منفعت طلب ایستادگی کرد».

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 1:35 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یازدهم تیر 1387
تهدید تلفنی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

به دنبال بازداشت فرزاد حسن زاده و  توحید دولت شناس از دانشجویان رشته آمار دانشگاه فردوسی  و همچنین محمد زراعتی دانشجوی دیگر این دانشگاه، از روز گذشته تا ساعاتی قبل، خانم الناز کفشکنان، مهدی قدسی و محمد میزبان دانشجویان دانشگاه مشهد از جانب اداره اطلاعات این شهر  و نیروهای ناشناس وابسته به بسیج ، مورد تهدید تلفنی قرار گرفته اند. لازم به ذکر  است که در پی بازداشت دانشجویان این دانشگاه که به دنبال برگزاری یک تظاهرات خودجوش مردم جلوی درب دانشگاه صورت گرفته بود، فضای دانشگاه  همکنون ملتهب شده و هر آن امکان بازداشت های گسترده تری وجود دارد.

در حال حاضر از وضعیت بازداشت شدگان، اطلاعی در دست نیست و دادگاه انقلاب و نیروی انتظامی ناحیه  نه تنها از پاسخگویی به خانواده بازداشت شدگان سر باز می زند، بلکه با تحقیر و استفاده از عبارات دور از شان خانواده ها از دادن هر گونه خبری از جا و مکان فرزندانشان سر باز می زنند.  

نوشته شده توسط یک انسان در 0:51 | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم تیر 1387
بی‌حقوقی و بی‌ قانونی (عدم اجرای قانون) / علی همتی

بارها شاهد نه‌بود ضمانت‌ اجرایی برای قانون تصویب شده بوده‌ایم! در گذشته فکر می‌کردم که عدم اجرای قانون به مواردی مانند "قانون ملی مبارزه با مواد دخانی" برمی‌گرده! آن قانون در سال ۱۳۸۵ از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران نیز گزارش داده‌اند که «اغلب مفاد این قانون به مرحله‌ی اجرا گذاشته نه‌شده است!. از جمله سیگار کشیدن در اماکن عمومی، هم‌چنان ادامه دارد. برچسب‌هایی که می‌بایست ۵۰ درصد هر دو طرف بسته‌های محصولات دخانی را بپوشانند، نیز روی آن‌ها دیده نمی‌شوند. مواد دخانی هم‌چنان به افراد کمتر از ۱۸ سال فروخته می‌شود.و تا به‌حال هیچ فردی به‌واسطه‌ی استعمال دخانیات در اماکن عمومی، جریمه نه‌شده است!»

در دیوار بیمارستان‌ها و... نیز شاهد تابلوهای حقوق شما یا از این عنوان‌ها هستیم ولی بی‌این‌که آن‌ها اجرا شوند! اما در ادامه‌ی نوشته، بعضی از دیگر قوانینی که اجرا نمی‌شوند، ذکر شده است! از رفقا می‌خواهم تا موارد دیگر را برایم ارسال نمایند تا به این فهرست اضافه شود!

«اعتصاب غذا برای زندانیان سیاسی در ایران اغلب به منزله تنها وسیله‌ای است که آن‌ها در بی‌حقوقی و بی‌پناهی‌شان در دست خود می‌بینند، تا به‌توانند اعتراض خود را علیه نظم حاکم در زندان‌ها نشان دهند و خواست‌های‌شان را بیان کنند.» به موجب اصل ۱۶۸ قانون اساسی ایران، مجرم سیاسی باید به‌صورت علنی در دادگاه‌های دادگستری (نه دادگاه انقلاب) و با حضور هییت منصفه محاکمه بشوند! وکیل نیز باید به‌تواند با فرصت کافی و خواندن پرونده از آن‌ها دفاع کند.

ارژنگ داودی (معلم و نویسنده) از پنج سال پیش تا کنون در زندان به سر می‌برد، بی‌آن‌که حکمی به او ابلاغ شده باشد! و معلوم نیست که او محکوم به چند سال زندان شده است! او ۵۱ روز است که دست به اعتصاب غذا زده است! از جمله خواست‌های ااو این است که یک نسخه از حکم محکومیت‌اش را به دست‌اش بدهند. او هم‌چنین درخواست کرده که به روند برخوردهای غیرقانونی با او پایان دهند و وسایل شخصی ضبط شده توسط مسوولان زندان را به او بازگردانند. به گفته مهناز پراکند (یکی از دو وکیلی است که دفاع از ارژنگ داودی را بر عهده داشته‌اند) دادگاه ارژنگ داودی بدون حضور وکلایش برگزار شده بود! و علت عزل وکلا را هم به آن‌ها نه‌گفته‌ بودند!

دادگاه انقلاب استان مرکزی در روز 27/1/87 حکم 8 ماه حبس تعزیری را به عابد توانچه (فعال دانش‌جویی چپ) ابلاغ کرد! این در حالی است که عابد توانچه امکان دفاع از خود و یا حضور وکیل‌اش در جلسات دادگاه را نیافته بود! و پیش‌بینی می‌شود که بدون داشتن حق مطالعه محتویات پرونده، حق داشتن وکیل در مراحل بازپرسی، حق تشکیل جلسات دادگاه و امکان دفاع، حق داشتن  فرصت لازم برای ارابه‌ی مدارک و مستندات قضایی و تفکیک موارد اتهامی پرونده‌ی سال 1385 از پرونده‌ی اخیر، حق حضور وکیل در روند دادگاه بدوی و حتا حق حضور وکیل در مرحله تجدید نظر، به شکل ناعادلانه و غیر قانوی حکم نهایی پرونده به وی ابلاغ شود! دادگاه تجدیدنظر اراک، عابد توانچه و رمضان حاجی مشهدی (وکیل‌شان) را برای دعوت نکردند و حکم را به ایشان اعلام نه‌کرده‌اند! آن‌ها در مرحله‌ی تجدیدنظر، دو بار لایحه‌ی تجدیدنظرخواهی و اعتراض را دادیم، ولی دادگاه آن‌ها را برای رسیدگی دعوت نه‌کرد!

دادگاه انقلاب که وظیفه رسیدگی به اکثر پرونده‌های متهمان سیاسی را بر عهده دارد، در صدور احکام خود، بنا بر دستور و گزارش وزارت اطلاعات عمل می‌کند و در این میان بسیاری از اصول قانونی را نیز نقض می‌کند! گفتنی است طبق بخشنامه حقوق شهروندی، متهمان حق دارند پس از بازداشت با خانواده و یا وکلای خود ملاقات داشته باشند، این در حالی است که در مورد متهمان سیاسی، ملاقات‌ها می‌بایست تنها با مجوز وزارت اطلاعات صورت گیرد!

در سال قبل نیز بارها شاهد عدم توجه به قوانین بودیم! با تداوم بازداشت دانش‌جویان حق آزادی بیان و عقیده تضییع شد و می‌شود. صدور احکام انضباطی سنگین برای دانش‌جویان، مانند تعلیق و تحریم از تحصیل، نقض صریح قانون اساسی است! نحوه‌ای که موج برخورد با دانش‌جویان، آن‌ها را احضار و بازداشت کردند و بدون احضار، مورد تعقیب قرارشان دادند، کمیته‌های انضباطی که به برخورد با دانش‌جویان پرداخت و حکم‌های محرومیت از تحصیل و تعلیق، تمام مغایر با قانون اساسی است! نحوه‌ی تعقیب دانش‌جویان مغایر با قانون و اصل ۳۲ قانون اساسی است و هیچ مقامی حق ندارد تحصیل را از مردم بگیرد! شاهد قرار بازداشت و قرار وثیقه برای متهمان سیاسی و مطبوعاتی بودیم! و به گفته تعدادی از دانش‌جویان آزاد شده، فعالان دانش‌جویی طیف چپ، جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار قرار گرفتند! تلاش وزارت اطلاعات جهت وادار ساختن دانش‌جویان به انجام اعترافات تلویزیونی در شرایطی صورت می گیرد، که مطابق قانون  اعترافات اخذ شده از متهم، تحت فشار های روحی و جسمی، فاقد اعتبار می باشد! ولی همواره شاهد هستیم که نهادهای امنیتی پس از بازداشت دانش‌جویان، آنان را وادار به اعتراف علیه خود و دوستان‌شان می کنند!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 22:57 | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم تیر 1387
کمپین حامیان دانشجویان زنجان

درتیره شب ترین مهتاب روزگار،فتحی بزرگ را درزهدان شکست به بار نشاندید وحقیقتی ناباور،چشمان بیداری کشیده ی مارا بازیافت. رفیقی قهرمان وخواهری ظلم ستیز، بسان تک شاخی در سیاهه جنگل، بسوی نور فریاد کشید وزاغه های باورسرخ طوفان را چون آذرخشی مهیب ،بخروش درآورد. رفقای زنجانی آنگاه که بی صفت ترین مزدور دین پناه،چنگال تطاول وپنجه تعرض به دامان خلق گشاده بود سرودگویان ومشت کوبان به رزم وجنگ خدایان دنائت ورذالت برآمدند وبردگان عالی جاه را به قلاده های زرخریدشان پیش کشیده ودر لجن گاهی به میعاد سگان زنجیری حاکمان نشاندندآری پاسخ دندان شکن شمایان وحشت بارترین سکوت را با انفجارمعابد تظاهر وتزویربه فریادی عاصی آذرخش مبدل ساخت تا جدایی افکند میان سیم وسنگ وجدایی افکند میان حقیقت ورویا ..واین جل پاره ی بی قدر حشمت ایشان بود که به یکباره ازهم گسیخت.

 درودبرتوخواهرم

درودبرتوای رفیق

بر دکه های بی ایمانی ایشان که در آن هرچیز، به پشیزی توان خرید، سرب تعطیلی نشاندی ودر عصری که حساب حق وشرم جداست، سقف وستون این           روسپی خانه های سکه ومذهب رابرسراربابان مزدور بیمارگونه ی جنسی اش فرودآوردی.

خواه مسلول باشی  وخواه رها          فارغ ازنزدیکی وبعد    

                                                                                باتوست قلب ما

بامشت های تو، بامشت های ما، وهن عظیم واوج رسوایی رئیسه گان اریکه فرهنگ وزمامداری برآب می رود.آنگاه که پیمبران تکفیروشکنجه وزنجیر، پارس کنان  برپیکره ی توتاختند نمی دانستند شراره های خشم تو وبارقه های پیکره ات درسرتاسرایران شعله ورخواهد شدو قصرهای خون وستم ایشان را که به لجه ی تاریکی وفریب عطش ازصورت انسان به جاندارغارنشین سیرشان داده  ویران خواهد ساخت.

درودبرهم قطاران کبیرزنجان که درفقدان خودفروختگان مصلحت اندیش انجمنی وغیره وذلک مجالی به بی رحمی ناراستان ندادند و کوهوارونستوه حقیقت انقلابی وسازش ستیز خودرا، بادردست گرفتن شریان مبارزه درون طبقاتی شان شکوفا ساختند.

آنگاه که چون زباله ای ،بیگانه پلیدبشرخواررا، برخاک افکندید و با فریاد" رهایی زن، رهایی جامعه است "برباد دادید شرف یک پادشاه بی همه چیزرا. مانیز درگذرگاهی نه چندان دوردرسوگ همکلاسی مقتول خویش نشسته ایم. درگذرگاه مانیز آشفته حالان جنسی، نان ازخوان دین برگیرند وبرخون خلق زنند به نیش کشند لیکن در حیض یک هراس ازانتقام سرخ، شب راسحر کنند.امروز زنگ بزرگ خون به صدادرآمد وطوفان شکوفه داد.همنوا با تمامی رفقا،  خلق ستمدیده ی مشهد ،اصفهان  و جای جای این ظلمتکده  به حرکت درآمده وبه هرخون و هرتپش تعمید یافته و خشم آگین وپرخاشگربرابرمزدوران انتظامی فریاد برآوردند: از کدامین فرفه اید؟  نه کسی را  به صداقت یارید !نه کسی را به صراحت دشمن!

در مشهد و اصفهان  زمین به هیات دستان انسان درآمده تا بسته دستان سرکوفت خورده را حقی بازستاند.

درود بر مردم ظلم ستیز و دانشجویان حقیقت جوی زنجانی،چرا که حقیقت همیشه پیروز است.

473 نفر، امضاکنندگان این طومار ضمن حمایت از رفقای زنجانی  و محکومیت بیانیه حکومتی و ضد مردمی کارکنان و مزدوران آن دانشگاه خودفروخته ،آمادگی خودرا جهت  هرگونه اقدام حمایتی نظیر برپایشی  تجمع و یا به راه اندازی کمپین سراسری و ... اعلام می دارند.

                         دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب میبد

نوشته شده توسط یک انسان در 22:47 | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم تیر 1387
بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای یزد در رابطه با اعتراضات مردم

اگر چه پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی صاحبان ابزار تولید و شیوه تولید، همواره با وسایل قدرتمند رسانه ای و ترفند های ضدخلقی دموکراتیک سبب از خود بیگانگی و ناخودآگاهی توده های عرضه کننده ارزش و کالا در جامعه بوده اما در بزنگاه های تاریخی خاص، آگاهی طبقاتی افراد یک جامعه بصورت باورهای ناخودآگاه، سبب گسست افراد آن جامعه به عنوان معلول و آشکار سازی مسئله تضاد طبقاتی و تحقیر، به عنوان علت وجودی این رابطه می شود. اتفاقی که در روزگذشته در 4 شهر بزرگ ایران افتاد نه یک حرکت پوپولیستی- رسانه محور، بلکه بخشی از ضرورت تاریخی و اجتماعی و اقتصادی طبقه فرودست بود، طبقه ای که تمامی فشارها زندگی را متحمل می شود. اصلاحات دموکراتیک و باورهای نئولیبرالی در سالیان گذشته و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی پیش رو که جز متبادر ساختن خطر بروز جنبه های بورژوازی در انقلاب آتی مردم ایران ،حرفی برای گفتن نداشت از سویی و واقع بینی عقلایی از سوی دیگر ما را در اتخاذ هر برداشتی جز ضرورت تاریخی و دیالکتیکی رهنمون نمی سازد. ما نیز بر خود می دانیم ضمن اعلام حمایت از خواست های منطقی و برحق اعتراضات دانشجویی ومردمی، تمامی مردم انقلابی و دانشجویان ظلم ستیز را به هوشیاری در مقابل کسانی که به مصادره دستاوردهای اجتماعی مردم باز نشسته اند دعوت می کنیم. از سوی دیگر برپایی آکسیون ها و تجمع های اعتراضی از این دست را که محصول بلامنازع نظام اقتصاد کنونی در جامعه ی ماست نه یک کنش ناخودآگاه که یک کنش اجتماعی شعورمند و آگاهانه می دانیم، پدیده هایی از این دست به سبب ذات شکل گیری خود امکان هرگونه دست اندازی و مصادره را از جریانات ارتجاعی معلوم الحال نظیر ناسیونالیست ها یا سلطنت طلبان ورشکسته دارنده امکانات تلوزیونی و یا هر گروه دیگری را سلب می کند. به قول لنین : نفع بورژوازی همواره بر این است که بر ضد پرولتاریا به بعضی بقایای کهن اتکا نماید، نظیر تزاریزم یا نظام سلطنتی.

در این اسناد رژیم پادشاهی و متعاقب آن سلطنت طلبی آنقدر منسوخ و خاک خورده است که دست نظام های ایدئولوگ قرون وسطایی را از پشت بسته است و به لحاظ تئوری و عمل بر همگان روشن است که خصلت این نیروها همان دنباله سیاستهای بازار آزاد و تحقق سود سرمایه از جانب دولت و شرکتهای خصوصی است . از طرف دیگر بازخوانی پرونده پراتیک نیروهای چپ در طول مدت انقلاب بیانگر استقلال ظاهری خصوصیات و عدم وابستگی آنها در مقابل تمامی ارکان مرتجع و نظام های برجا مانده از گذشته است.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر استان یزد

نوشته شده توسط یک انسان در 22:43 | | لینک به این مطلب
شنبه هشتم تیر 1387
اعتصاب غدای فرهاد حاجی میرزایی

بنا به گزارشات موثق ، فرهاد حاجی میرزایی از فعالین مدنی شهر سنندج که بیش از 5 ماه است در بازداشتگاه 209 وابسته به وزارت اطلاعات به سر می برد، به دلیل آنچه که بی توجهی دستگاه اطلاعات و قوه قضاییه  نسبت به جلوگیری از انتقال پرونده وی به دادگاه انقلاب خوانده می شود، دست به اعتصاب غذا زده و همکنون در دومین رور اعتصاب غذای خود به سر می برد. قابل توجه است فرهاد حاجی میرزایی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و به دنبال بازداشتهای گسترده فعالین دانشجویی و چند روزی پس از برگزاری مراسم روز دانشجو در شهر سنندج بازداشت شده بود.

گفتنی است بازجویان این فعال مدنی که در ngo دفاع از حقوق کودکان و زنان شهر سنندج مشغول به فعالیت بوده، تلاش بسیاری می کنند تا بنا بر روال گذشته اتهامات واهی ارتباط با احزاب و دسترسی به اسلحه و حتی گروگانگیری را به وی نسبت دهند که این شگردی شناخته شده است و در مورد فعالین سیاسی دیگر حتی دکتر ناصر زرافشان وکیل قتلهای زنجیره ای بکار رفته بود.

 در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که به دنبال اعلام این اعتصاب غذا بازجویان پرونده، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و سریعا جای وی را از بند 122 بازداشتگاه 209 به جای نامعلوم دیگری انتقال دهند. ما رسیدگی سریع به پرونده زندانیان سیاسی از راه های قانونی با حضور وکیل و هیئت منصفه را بر اساس مقاوله نامه های بین المللی امضاء شده از حقوق هر  زندانی سیاسی می دانیم و از سازمانهای رسمی حقوق بشری خواستار رسیدگی سریع و اعلام هشدار به دستگاه قضایی در قبال جان فرهاد حاجی میرزایی هستیم. 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران     

نوشته شده توسط یک انسان در 22:11 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم تیر 1387
شعری برای فرهاد از رفیق عابد توانچه

این روزها مردها تنهایند

این روزها مردها خسته اند

اینها اینجا اتفاق تازه ای نیست

اتفاق تازه این است

که این روزها مردها را باز زیر شوک الکتریکی می برند

و کار چنان طولانی است

که شارژ دستگاه تمام می شود

و صدای نعره های یک مرد

در تمام دخمه های بند می پیچد

این روزها فرق مرد و نامرد این است

که مردها را شوک برقی هم به حرف زدن وا نمی دارد

و ورق کاغذ در حسرت تنها یک امضا ماندست

زندانبان بی حوصله است

و شحنه عاصی

چیزی نمانده که دیوارهای سلول به نعره در آیند

که آزادش کنید

    آزادش کنید

    ...

اما بعید است صدایی از کسی بیرون آیند

                                 حتی زمزمه ای

که کسان دیروز همه ناکسان امروزند

مردگانی که با جلال و جبروت روی دوپا راه می روند

و صدای تیشه ی فرهاد برایشان تلنگریست

از زنده بودن و هرگونه نبودن

که آزارشان می دهد

خواب نازشان را آشفته می کند

زنگی که زنگار ریا و فریب و ادعا را می زداید

 

حال که بر کوس رسوایی نامردان کوبیده شد

چرا اکنون رستاخیز عاشقان زمین نباشد

رستاخیزی به دعوت تیشه ی فرهاد

به دعوت نعره های یک مرد در زندان

نوشته شده توسط یک انسان در 11:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم تیر 1387
در پی نامه وزارت کار صورت گرفت : اعتراض به تهدید انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران
شورای مركزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در نشست روز چهارشنبه ۵/۴/۱۳۸۷ خود موضوع لغو پروانه انتشار روزنامه تهران امروز و تهدیدهای جدی جدید علیه تشكل های صنفی و مطبوعاتی را با نگرانی فراوان مورد بررسی قرار داد و اعتراض شدید خود را نسبت به تشدید فشارها علیه آزادی قلم و مطبوعات بیان كرد.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات عصر روز چهارشنبه با انتشار بیانیه ای در این زمینه اعلام كرد:
در جدیدترین اقدام علیه سازمان های غیردولتی و نهادهای مدنی، و در راستای تشدید فشارهای علیه آزادی مطبوعات، وزارت كار و امور اجتماعی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران را واجد شرایط انحلال دانسته است. مسئولان این وزارتخانه در حالی یكی از بزرگترین و فراگیرترین تشكل های صفی ایران را به انحلال و جلوگیری از برگزاری مجمع عمومی و انتخابات تهدید كرده اند كه پیش از این دیگر بخش های حكومت نیز بارها آزادی بیان و قلم،ا از جمله با توقیف و تعطیل نشریات مستقل و منتقد و نیز با احضار و بازداشت روزنامه نگاران، به اشكال گوناگون مورد تحدید قرار داده بوده اند.

صرفنظر از ظواهر اداری- حقوقی نامه ی اخیر وزارت كار و امور اجتماعی كه ایرادهای حقوقی آن بر پیگیران ماجرا، ناظران مستقل و حقوقدانان آشكار است، باید تاكید كرد كه بدون تردید عملكرد انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران طی ده سالی كه از تاسیس آن می گذرد، تامین كننده ی منافع برخی از نهادها و عناصر حكومتی نبوده است. از این رو، تهدید كنندگان انجمن صنفی روزنامه نگاران، در پوششی حقوقی، اما با انگیزه های سیاسی، خانه ی امید و آخرین ملجا دفاع از حقوق صنفی خبرنگاران، عكاسان و... را هدف قرار داده است.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ضمن بیان اعتراض شدید خویش نسبت به اقدام اخیر وزارت كار، دولت آقای احمدی نژاد را به تجدید نظر در نحوه‌ی مواجهه با روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات- چه از طریق اصلاح اقدام های هیات نظارت بر مطبوعات و چه از طریق تصحییح رویكرد وزارت كار- فرا می خواند. اعمال محدودیت علیه روزنامه نگاران و مطبوعات به مثابه ی ركن چهارم دموكراسی، نه تنها محروم ساختن جامعه از روشنگران و دلسوزان خود كه بی نصیب ساختن حكومت از كانال های دیده بانی و نقد است.

انجمن همچنین اهالی مطبوعات به ویژه روزنامه نگاران را به حمایت جدی از مامن صنفی خود، با بهره جستن از تمامی امكان های قانونی و ابزارهای حقوقی و مدنی، فرامی خواند. هرگونه اهمال و ضعف در پشتیبانی قاطع از انجمن روزنامه نگاران ایران نه تنها در مغایرت با ادعاها و ماهیت روشنفكرانه ی روزنامه نگاران كه در تضاد با ضرورت از حقوق صنفی خود خواهد بود.

انجمن امیدوار است كه اقشار مختلف روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات از هیچ كوششی در راه حمایت تمام و كمال از انجمن صنفی روزنامه نگاران، به ویژه در وضعیت ویژه ی كنونی، دریغ نكنند.

افزون بر این، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات مراتب اعتراض شدید خویش را نسبت به توقیف و لغو پروانه ی انتشار روزنامه تهران امروز اعلام می دارد. ممانعت از انتشار این روزنامه بر خلاف تصریحات قانون اساسی، به ویژه نحوه ی رسیدگی به جرایم مطبوعاتی در مراجع قضائی صالحه به صورت علنی و با حضور هیات منصفه بر اساس اصل ۱۶۸ است. هیات نظارت بر مطبوعات تحت ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با این اقدام، خود را در جایگاهی قرار داده است كه در مغایرت آشكار با روح و مفاد قانون اساسی و مواد مختلف قانون مطبوعات قرار دارد.

بی شك بازنگری در رویكردها و سیاست های كنونی دولت نسبت به روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات، در راستای تامین منافع ملی خواهد بود.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات
۵ تیرماه

منبع:ایران امروز

نوشته شده توسط یک انسان در 11:5 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم تیر 1387
1 سال حبس تعلیقی برای یک دانشجوی دانشگاه شیراز
ادوار نیوز : یونس میر حسینی از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز به یک سال حبس تعلیقی به مدت چهار سال محکوم شد.از سوی دادگاه انقلاب شیراز اتهامات وی "تبلیغ علیه نظام " ، " عضویت در گروههای مخالف نظام " و "تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام" عنوان شده است .گفتنی است دادگاه انقلاب شیراز در دادگاهی که تنها به مدت 20 دقیقه به طول انجامید به اتهامات میر حسینی رسیدگی کرده است.
یونس میر حسینی 14 آذرماه 1386 توسط اداره اطلاعات شیراز و با ضرب و شتم مقابل دانشگاه بازداشت شده بود که پس از 14 روزبا قرار وثیقه آزاد شد.دانشجویان دانشگاه شیراز در مدت بازداشت وی سه تجمع را در حمایت از میر حسینی بر گزار کرده بودند.
نوشته شده توسط یک انسان در 11:4 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پنجم تیر 1387
اصلاح طلبان احساسات چهار هزار دانشجو را به بازی گرفتند

حسن جنیدی - فعال چپ دانشگاه زنجان

در شنبه شب 25خرداد واقعه ای اتفاق افتاد و این واقعه فرصتی برای احقاق حقوق مطا لبات صنفی وسیاسی دانشجویان دانشگاه زنجان شد . جریان این گونه بود که معاون دانشجویی وفرهنگی دانشگاه را در حال ارتکاب اعمال منافی عفت با یک دختر دانشجو در اتاق محل کارش غافلگیر ساخته و از این جریان به صورت اشکار کننده ای فیلم برداری کردنند .دانشجویان دانشگاه با دیدن این فیلم تحصن گسترده ای شروع کردنند و شورایی نیز تشکیل دادند .اعضای    انجمن اسلامی شورا را به دست خود گرفتند البته اعضای مستقل و شورای صنفی نیز بودند ولی رهبری شورا به دست انجمن اسلامی بود. اعضای انجمن اسلامی با ورود نماینده سوسیالیستها به شورا ممانعت به عمل اوردند ولی با فشارهای زیاد از جانب سوسیالیستها ودیگر دانشجویان نماینده ما نیز به شورا راه پیدا کرد.اما روز بعد این شورا منحل شد وشورای جدیدی به وجود امد که سوسیالیستها در این شورا نماینده نداشتند وباز هم انجمن اسلامی رهبری تحصن  را بدست خود گرفت .از همان شب اول تحصن پای اصلاح طلبان به این ماجرا باز شد و دبیر انجمن اسلامی با تلفن   دبیرسیاسی حزب اعتماد ملی شاخه زنجان (بیگدلی)را به این تحصن دعوت کرد . ما نیز مداوم به اعضای انجمن اسلامی وشورای صنفی گوشزد میکردیم که نباید مصالحه ای بکنید . ولی جریان چیز دیگری شد اصلاح طلبان حکومتی و تحکیم وحدت(شاخه دانشجویی اصلاح طلبان) رهبری تحصن را بدست خود گرفتند . در روز اخر تحصن نیز دکتر نصیری نماینده مجلس از حزب اعتماد ملی با درخواست انجمن اسلامی در جمع دانشجویان متحصن حاضر شد و قول داد تا این قضیه را پیگیری کند .اعضای انجمن اسلامی به تبعیت از یکی از رییسانشان (دکتر نصیری)تحصن را خاتمه شده اعلام کردند بدون اینکه دانشجویان به خواسته هایشان رسیده باشند (استعفای رییس دانشگاه).البته دانشجویان اعتراضهای وسیعی کردند ولی اعضای انجمن و صنفی از دانشجویان خواستند دست از تحصن بردارنند.انجمن اسلامی و شورای صنفی در همان شب جشنی به پا کردند و سرود پیروزی سر دادند ولی دانشجویان به اعتراضهای خود ادامه دادند حتی در جشن اعضای انجمن تریبون را به دانشجویان مستقل و چپ ندادند البته در طول 4روز تحصن نیزاعضای انجمن اسلامی پلاکاردهای دانشجویان چپ را پاره و خط خطی کردند  ولی ما برای حفظ اتحاد سکوت کردیم و فقط اعتراض ارام کردیم .بالاخره جشن در میان اعتراضهای دانشجویان تمام شد و در پایان دانشجویانی بودند از دختر و پسرکه گریه میکردند چون تحصن بدون رسیدن به خواسته هایشان تمام شده بود.اری اصلاح طلبان حکومتی و تحکیم وحدت این گونه با سازش کردن تحصن را به پایان بردند و با احساسات دانشجویان بازی کردند. این تحصن فرصت خوبی بود که دانشجویان به خواسته های صنفی خود برسند ولی اصلاح طلبان و تحکیم وحدت مانع رسیدن به خواسته های برحق مان شدند.همیشه .یکی از عوامل شکست جنبش دانشجوی در ایران همین تحکیم وحدت بوده است که به دروغ خود را مستقل می خواند ولی در عمل راه اصلاح طلبان را میگیرد و از خط مشی انان پیروی میکند و مانع رادیکال شدن جنبش دانشجویی واحقاق حقوق دانشجویان میشود .باید از این تحصن درس بزرگی گرفته شود که هیچ وقت رهبری جنبش دانشجویی به دست اعضای تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشگاهها نیفتد به این دلیل محکم که انهاهمیشه در جریانهای دانشجویی مطیع اصلاح طلبان هستند و از در سازش وارد می شوند.  

نوشته شده توسط یک انسان در 14:0 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پنجم تیر 1387
احضار بیژن صباغ به دادگاه

رفیق بیژن صباغ دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل (دانشگاه مازندران) جهت اخذ آخرین دفاع به شعبه 5 دادگستری بابل فراخوانده شد.

رفیق بیژن صباغ در تاریخ 25 فروردین ۱۳۸۶ هنگام ورود به دانشگاه دستگیر شده بود و مدت 7 روز تحت بازجویی وزارت اطلاعات در بابل قرار داشت. لازم به ذکر است که اتهام بدوی وی ایجاد اخلال در نظم دانشگاه نوشیروانی بوده است.

نوشته شده توسط یک انسان در 13:59 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
فقر شناسی / امین قضایی

دو نوع فقیر وجود دارد : فقیری که پول ندارد به رستوران برود ، فقیری که اصلا او را به رستوران راه نمی دهند. دومی برای اولی یک کابوس است . فقرا تنها سعی نمی کنند پول دربیارند بیشتر از این باید سعی کنند  فقرشان از ظاهرشان قابل تشخیص نباشد. آنها تمام تلاش خود را در مقابل دوستان و میهمانان خود انجام می دهند تا فقر خود را پنهان کنند تا مبادا آبروشان یعنی همان موقعیت خرد ِ اجتماعی شان به خطر بیافتد . فقرشناسی دانشی است که همین رفتار را با علم می کند که جامعه با فقرا : دو نوع علم وجود دارد : علمی که غلط و اشتباه است، علمی که ارزش بحث کردن ندارد. همیشه باید بدانیم که علم دومی هم وجود دارد. این حقانیت فقرا و فقرشناسی است ، ما این حقانیت را داریم که تعیین کنیم چه چیزی ارزش دارد و چه چیزی خیر. تجربه ی زیستی ما منبع اصیلی برای این ارزشگذاری است. از هر چیز آشغالی می توان علم درست کرد : جامعه شناسی ، روان شناسی ، مدیریت و ... همیشه علم اداره ی جامعه و انسانها بوده اند . اکنون دانشی لازم است که درباره ی علم و جامعه براساس منفعت خودمان قضاوت کنیم. ما هم حق داریم هر شیاد بی سر و پایی را به ذهن خود راه ندهیم.

سوسیالیسم برای من دانشی نیست که برخلاف مثلا لیبرالیسم در اداره ی جامعه خواهان برقراری عدالت و برابری بیشتر باشد. نه . سوسیالیسم دانشی است که پرولتاریا بر اساس منفعت خود درباره ی جامعه قضاوت  می کند و واکنش نشان می دهد. در این دانش ، منفعت سوژه ی شناسنده باید آشکار شده و هرگز انکار نشود. او براساس تجربه ی زیستی  و همبستگی طبقاتی خود قضاوت می کند و از قضا کاملا مغرض است. فقرشناسی ، دانشی است که پارادوکس بورژوازی را در درک جامعه به رخش می کشد. باید فقیر باشی تا در مورد فقر دانشی داشته باشی. اما برای اینکه بتوانی موقعیتی در دانش داشته باشی نباید فقیر باشی. پس فقرشناسی اصولا غیرممکن است که  به عنوان یک دانش به رسمیت شناخته شود. هرچند همیشه یک اشاره ی گذرا در یک وبلاگ از سوی یک مارکسیست گمنام است!

موضوع دانش فقرشناسی ، فقرا و فقر نیست. فقیر ، سوژه ی شناسنده است . موضوع دانش تضاد و استیصال است. مرجع قضاوت تجربه ی زیستی یک همرزم و همدرد دیگر است. زادگاه این دانش شهرهای بزرگ و روستایی وار است. هدف این دانش ، ریشه کن کردن فقر نیست ، چون فقر ریشه کن نمی شود  بلکه فقط یک موقعیت زیستی در مقابل استثمار است، پس این غارت و استثمار است که  باید ریشه کن  شود.ما نباید اجازه دهیم مجرمان در هیبت یک منجی ظاهر شوند. جایی که علم گمان می کند با یک مشکل و پدیده ی اجتماعی روبروست در واقع با یک تضاد روبرو هستیم که تنها تجربه زیستی سوژه های تولید کننده این تضاد ، قادر به درک آن هستند.

نوشتن در خیابان های شهر تهران یک جرم است. شما نمی توانید نوشته ای را بر روی کاغذ بالای سرخودتان بگیرید در خیابان راه بروید یا بر روی در و دیوار چیزی بنویسید  جزوه ای پخش کنید ، روی کیوسک روزنامه فروشی بگذارید یا همینجوری یک تابلویی را در جایی نصب کنید. نوشته ها در انحصار مالکیت هاست. مالکیت یک مغازه ، ساختمان ویا یک کامیون. در هر حال این مالکیت است که در شهر انحصار نوشتن را برعهده دارد.نوشتن یعنی مالک بودن . من می خواهم بدانم که با این وضع مشخص ، چرا تساوی حق مالکیت بر ابزار تولید با حق مالکیت بر نوشتار تاکنون در هیچ نظریه ای بررسی نشده است؟ آیا فقرشناسی می تواند دانشی باشد برای جمع آوری نوشتارهایی که نمی توانند نوشته شوند چون مالکیتی ندارند.

نوشته شده توسط یک انسان در 21:57 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
ترويج نگاه حرمسرايي به زن / آمنه شیر افکن

گفتمان كنوني حاكم بر جامعه ما در موضوع نگاه به زن به شدت سنتي عمل مي‌كند. بار سنت و مردسالاري كه مي‌رفت در ساخت جامعه به چالش كشيده شود اين بار از طريق خود نهاد قدرت در حال بازتوليد و تقويت است.
نگاه سنتي مرسوم در جامعه ما نسبت به زن او را موجودي مي‌داند كه تنها كاري كه از عهده‌اش بر مي‌آيد مادري و همسري است و گرما بخشي به محيط خانه و خانواده.
اين نگاه به ويژه با روي كار آمدن دولت نهم تشديد شد چنانچه در حال حاضر آنچه در اجتماع مي گذرد به قدرت رسيدن همان رگه هاي پاتريمونيالي است كه زنان سال ها و سال ها تلاش داشتند در جهت كاهش و كمرنگ تر شدن آن بكوشند.
نگاه مردمحور پنهان در پس طرح امنيت اجتماعي بي آنكه تلاشي براي تصحيح جامعه اي داشته باشد كه در آن خشونت عليه زنان در همه ابعاد در حال تقويت است، لايه هاي تازه اين خشونت را با خود به خيابان هاي شهر تهران مي آورد تا بتواند با تكيه بر ‌آن از زن حمايت كند.

اما آسيب هاي اين نگاه دارد در جايي ديگر هويدا مي شود. در لايه هايي از جامعه كه حالا كم كم دارد سر و صدا ي آن بلند مي شود. وقتي تو زن را از سويي با نگاه لذت گرا مي‌بيني و از سويي ديگر به نفي آن از جامعه همت مي كني ، نوعي تناقض در وجودت رشد مي كند كه شايد بخشي از آن يك‌هو با پخش تصويري از اتاق كار يك استاد دانشگاه در سايت يوتيوپ بروز كند، وقتي كه خيال دارد اتاق كارش را حرمسرايي مدرن كند در تعرض به يك دانشجوي دختر.
بي آنكه بداند دختري كه روبرويش قرار گرفته آن زن قاجاري دور از اجتماع و بي خبر از فرديت خود نيست، انساني است باليده بر واقعيت هاي اجتماعي كه مي‌داند كسي دارد وارد حريم شخص او مي‌شود.
به روايتي شايد بتوان گفت كه وقايع اخير در دانشگاه‌هاي كشور با محور تعرض به دانشجويان دختر نمايشي از جولاني است كه جامعه، دولت ، مقامات و مسولان و فرهنگ و سنت و قانون به مرد داده‌اند تا بتواند اينگونه زن را به بازي قدرت خود بگيرد.


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 21:54 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سوم تیر 1387
تجارت با آزادی، سوء استفاده از حقوق بشر / عابد توانچه
تمام افراد بشر آزاد و با شان برابر به دنیا می آیند. همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه برادرانه رفتار کنند». این اولین ماده ی اعلامیه ای است که آنرا «منشور جهانی حقوق بشر» می نامند و امروزه روزمره گی تمام نهادها و افرادی که به صورت «تخصصی و رسمی» مدعی فعالیتهای حقوق بشری هستند، نقض مستمر این «شروع» پر تمطراق است.

اعلامیه مصوبه ی سال 1948 مجمع عمومی ( سازمان ) ملل متحد که اکنون «منشور جهانی حقوق بشر» خوانده می شود. آیا به واقع در شرایط عینی امروز دنیا به درستی در جایگاهی قرار گرفت است که قرار دارد؟ این بیانیه امروزه مرجع و محور تمامی حرکان و اتفاقات در ظاهر بی ربط و در باطن به هم زنجیر جهان امروزه است. قدرتها و دولتها ی جهان امروز به پشتوانه ی «روح» این بیانیه به چهارگوشه ی دنیا لشگر کشی می کنند و مخالفان جنگ با استناد به «روح» این بیانیه با جنگ مخالفت می کنند. اتفاقات مشابهی در جهان روی می دهد که در کشوری آن را نقض آشکار حقوق بشر می نامند و در کشوری دیگر حق مشروع دولت در حفظ امنیت عمومی اما این نکته ی تازه ای نیست چرا که به اسم آزادی و برابری چنان فجایعی در طول تاریخ به وقوع پیوسته است که از شنیدن آن لرزه بر تن هر انسانی می افتد. به اسم آزادی صنایع و آزادی مالکیت بر ابزار تولید میلیونها میلیون انسان مورد ستم و بهره کشی قرار گرفته اند. به اسم دفاع از آزادی و حقوق بشر جان و امنیت انسانها در زیر پای چکمه پوشان لگدمال شده است. به نام برابری به صورت ناشیانه آگاهی و اندیشه قربانی می شود و انسانی ترین اندیشه های تا کنون موجود در جهان با این دو نام _ این دو صفت _ لجن مال می شوند.

در سال 1948 جغرافیای سیاسی جهان چگونه بوده است؟ آرایش و توازن نیروهای سیاسی و «ارتشهای حاکم» چگونه بوده است؟ چند کشور عضو این نهاد تصمیم گیرنده در رابطه با این بیانیه _ ملل متحد _ بوده اند؟ این نهاد _ ملل متحد _ چگونه و در چه شرایطی شکل گرفته و بعدها چه تغییراتی کرد؟... ؟

کتابچه های جیبی حاوی مفاد بیانیه مصوبه 1948 ملل متحد همواره بدون دادن هیچ آگاهی و اطلاعای از شرایط مشخص این سال و نیز نهاد مصوب کننده ی آن به دست نمی دهد. مقدمه ای آوازگونه در مدح آزادی به مفاد این بیانیه پیوست می شود و همچون انجیلی در دستان مسیحیانی بس متعصب قرار می گیرد و در تعصب همیشه جای فکر و شعور خالی است.

هر حقیقتی را اگر از حد فزون شود و اگر در آن مبالغه گردد و از حدودی که می توان آن را بکار برد فراتر برده شود، می توان به مرحله ی اراجیف رساند و در چنین صورتی حتی ناگزیر به اراجیف بدل می گردد. اعلامیه حقوق بشر مصوب سال 1948 رنگ و لعابی انسانی بس خیره کننده ای دارد و البته شامل بعضی مفاد ارزشمند نیز هست اما اصرار و ارجاع کورکورانه به آن و نگریستن به آن همچون یک حقیقت ازلی و عدم تلاش برای زنده نگه داشتن و جرح و بازسازی آن با منشایی مردمی و نه حاکم  آن را در گذز زمان به اراجیفی بریده از دنیای واقعا موجود تبدیل کرده است.

آیا اکنون بعد از گذشت سالها زمان بازنگری اساسی و کلی در این منشور، مستقل از اراده ی دولتها و قدرتها فرا نرسیده است؟ آیا اندیشه از سال 1948 تا به حال متوقف بوده است؟

این حقوق ( محدودیتهای اعمال شده از طرف قانون که مورد پذیرش این اعلامیه است ) و آزادیها را در هیچ موردی نباید مغایر با مقاصد و اصول (سازمان) ملل متحد اعمال کرد. (ماده ی 29 بند 3)

این منشور خود را محوریت حق، حقیقت، انسانیت و درستی می داند و همه چیز را البته تا جایی که مغایر با منافع قدرتهای غالب ملل متحد سال 1948 نباشد به رسمیت می شناسد. مصوب کنندگان ( خالقان ) این بیانیه دست دولتها و حاکمیتها را تا جائی که به موجودیت نهاد مصوب کننده آسیبی نرسد باز گذاشته است. نویسندگان این بیانیه حتی با مصوب کردن چهارچوبی برای آگاهی، تحصیل را به معطوف بودن به تلاشهایی برای تسریع فعالیتهای ملل متحد (بعدها سازمان ملل متحد) محکوم می کنند. (ماده ی 26 بند 2 )

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 21:52 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوم تیر 1387
مزايده لوازم شخصی احمد شاملو!!

                            

سرمايه: پس از سال ها کشمکش و حرف و حديث های بسيار، بالاخره امروز بخشی از يادگارها و لوازم شخصی شاملو به مزايده گذاشته می شود. طبق توافقنامه ای که سال 1380 بين آيدا، سيروس و سياوش (به وکالت از سوی سامان و ساقی) امضا شد، طرفين به توافق رسيدند تا آثار و يادگارهای احمد شاملو به عنوان موزه در منزل شاملو قرار گيرد. اين توافقنامه تا سال 86 اجرا و عملی نشد تا اينکه سال گذشته مجدداً توافق شد تا آيدا سرکسيان به سياوش شاملو به عنوان فرزند ارشد شاملو وکالت دهد تا نسبت به ثبت موزه احمد شاملو اقدام کند. سياوش شاملو با اعلام خبر اجرای مزايده برخی آثار شاملو گفت: ,پس از آنکه توافقنامه به مرحله اجرا درنيامد، ما به دادگاه مراجعه کرديم و تقاضای تقسيم ترکه کرديم. سه نفر کارشناس برای قيمت گذاری لوازم از سوی دادگاه معرفی شدند و برخی از لوازم قيمت گذاری شد برخی ديگر مثل کتاب های کتابخانه شاملو غيرقابل قيمت گذاری اعلام شد., ابراهيم حيدري، کارشناس رسمی دادگستری در نامه ای که به رئيس شعبه شش دادگاه حقوقی کرج نوشته، آورده است: ,قيمت گذاری کتاب های کتابخانه مرحوم احمد شاملو مورد شکايت شاکيان نيست. بلکه اهم نظر آنها قيمت گذاری آثار دست نوشته، فيش ها و نسخ خطی استاد احمد شاملو است. اين آثار، ميراث فرهنگی کشور است و به سادگی قابل قيمت گذاری نيست. چون به اعتبار ملی و شهرت جهانی آن استاد لطمه وارد می سازد و ارزش معنوی اين آثار را محدود می کند بازتاب سياسی هم برای دست اندرکاران فرهنگی کشور خواهد داشت., اين کارشناس دادگستری در ادامه نامه پيشنهادی ارائه کرده که يا از طريق وراث و راه های قانونی اقدام شود يا از طريق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای انقلاب فرهنگی دستور ويژه برای قيمت گذاری اين آثار با ارزش صادر شود. وی در انتهای نامه اش اين چنين آورده است: ,بنابراين با عنايت به اهميت موضوع، اين کار غقيمت گذاری کتاب های کتابخانه شاملوف از دست و توان اين حقير خارج خواهد بود., با توجه به اين نامه، سياوش شاملو حکم اجرای مزايده را برای آثاری که قابل قيمت گذاری هستند، درخواست می کند که در نهايت اين حکم صادر و امروز در دادورزی شماره پنج دادگستری کرج به مرحله اجرا گذاشته می شود. مصطفی ظهوري، وکيل آيدا در اين پرونده درباره موضوع مزايده گفت: ,درخواست آنها قانونی بوده و حکم مصادره هم قانونی است اما اين تنها ظاهر ماجراست., ظهوری از ارائه جزييات بيشتر خودداری و آن را به زمان ديگری موکول کرد. طبق شنيده های خبرنگار ما، لوازمی که در اين مزايده عرضه خواهند شد، تعدادی عکس و ميز و صندلی و از اين قبيل اقلام است. البته سياوش شاملو معتقد است اين مزايده به خاطر تشکيل موزه احمد شاملو برپا می شود. مراسم مزايده راس ساعت 10 صبح امروز آغاز خواهد شد.

                             

نوشته شده توسط یک انسان در 15:46 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوم تیر 1387
تعطیلی کانون های فعال دانشگاه پلی تکنیک
مدیریت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه پلی تکنیک (امیرکبیر) در اقدامی غیرقانونی، اقدام به تعطیلی کانون های فعال دانشگاه پلی تکنیک نموده است. این اقدام شامل همه ی کانون های دانشجویی، فرهنگی و هنری این دانشگاه شده است و مشخصاً اقدامی غیرقانونی و مغایر با آیین نامه های مصوبه ی وزارت علوم است. لازم به ذکر است که فعالیت بیشتر این کانون ها و انجمن ها غیر سیاسی بوده است و هیچ دلیلی از سوی مسئولین برای این اقدام مطرح نشده است.

این اقدام در حالی انجام گرفته است که امتحانات دانشجویان در حال  اتمام است و دانشگاه حالت نیمه تعطیل دارد. ظاهراً تنها تشکل فعال در دانشگاه امیرکبیر اکنون بسیج دانشجویی این دانشگاه است!

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران این حرکت سرکوب گرانه ی مسئولین دانشگاه را شدیداً محکوم کرده و بار دیگر یادآوری می کند که احتمال سرکوب و برخورد قضایی با دانشجویان فعال در حین تعطیلات تابستان وجود دارد.  

 

نوشته شده توسط یک انسان در 15:44 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم تیر 1387
تهدبد و دستگیری دانشجویان معترض زنجان ، نامه سرگشاده کمیسیون زنان دفتر تحکیم به وزیر علوم
خبرنامه امیرکبیر: روز پنج شنبه دادستان زنجان ضمن اعلام گناه کار بودن معاون دانشجویی و دستگیری دختر قربانی اعلام نمود با دانشجویان معترض نیزبرخورد می شود. این در حالی است که اخباری از احضار و تحدید برخی دانشجویان زنجان انتشار یافته است.

 سال گذشته نیز پس از پایان اعتراضات دانشجویان کرمانشاه نسبت به تعرض مسئولین دانشگاه به یک دختر دانشجو، تنها مسئول روابط عمومی تحکیم و خبرگزاری ایلنا محاکمه شدند و به نظر می رسد تکرار برخورد با معترضین جهت ایجاد ترس در بین دانشجویان است تا در حوادث مشابه دیگر کسی جرائت اعتراض نداشته باشد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در همین رابطه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در نامه سرگشاده خطاب به وزیر علوم ضمن اعتراض به سخنان نسنجیده وی، اخراج اساتید به جرم سکولار بودن و انتصاب چنین معاون فاسدی، حکم زندان هانا عبدی، طرح سهمیه بندی جنسیتی، برخوردهای صورت گرفته با دختران در کمیته های انضباطی خواستار استعفا وزیر و معاونانش، اصلاح ساختار کمیته های انضباطی و انتخابی شدن رئوسای دانشگاهها شد و اعلام نمود «با توجه به اخبار منتشر شده مبنی بر دستگیری دانشجوی قربانی حادثه ی دانشگاه زنجان، و نیز احضار برخی معترضین و متحصنین این واقعه، در صورت تداوم این وضعیت ساکت نخواهیم نشست و یقینا از تمامی ظرفیت های خود برای دفاع از دانشجویان دانشگاه زنجان استفاده خواهیم نمود.» (نامه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت را در ادامه بخوانید.)

 لازم به یادآوری است وزیر علوم صبح روز پنج شنبه در حاشیه‌ جلسه هیات دولت، با زیر سوال بردن فیلم منتشر شده توسط دانشجویان دانشگاه زنجان، دانشجویان را مقصر دانست. دادستان زنجان نیز از بازداشت دختر دانشجویی که حاضر نشده بود به خواسته های شوم معاون دانشگاه زنجان تن دهد، خبر داد.

 

 

نامه سرگشاده کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت به وزیر علوم

 

جناب آقای وزیر علوم!

 

به شما سلام می کنیم و آن را نشانه ادب قشر فرهیخته ای می دانیم که این روزها از بد روزگار تحت سیطره مدیرانی قرار گرفته اند که به حداقلی از اخلاق و شرافت پای بند نیستند.

 این نامه را در حالی می نویسیم که هانا عبدی، دانشجوی کرد ۲۱ ساله، به ۵ سال زندان و تبعید محکوم شده، هزاران دختر دانشجو امسال به واسطه طرح سهمیه بندی جنسیتی از ورود به دانشگاه محروم گردیده و صدها دختر دانشجو به جرم آنچه که شما آن را پوشش نامناسب می نامید در کمیته های انضباطی محکوم شده اند.

 این نامه را از آن جهت می نویسیم که جنابعالی در نخستین اظهار نظر رسمی خود افشای عمل شرم آور معاونت فرهنگی دانشگاه زنجان را «فرصت طلبی و اشاعه فحشا» نامیدید و اظهار داشتید که «این فیلم چیزی را ثابت نمی کند.»

 شگفت آور است که همچنان به جای پاسخگویی نسبت به عمل شنیع معاون انتصابی دانشگاه زنجان در مورد این فاجعه اما و اگر می آورید و به غیراخلاقی بودن انتشار فیلم و نبود مدارک کافی اشاره می نمایید! به راستی اکنون که با وجود چنین فیلمی اما و اگر می آورید، در نبود این فیلم و صدای ضبط شده این معاون فاسد چگونه قضاوت می کردید؟! بر اساس همین باور از شیوه برخورد دولتمردان بود که دانشجویان را بر آن داشت تا خود رأساً مانع از تداوم این عمل شرم آور شوند. زیرا عملی شدن خواسته ی شوم آقای معاون فرهنگی هم بر روحیه آن دختر قربانی تاثیر مخرب عمیقی داشت و هم دیوار حاشای امثال شما آن قدر بلند بود (و هست!) که کل واقعه را منکر می شدید چنانکه در چندین حادثه ی مشابه که از قضا توسط دانشجویان افشاء شد نیز چنین کردید. جالب این که این شبهه افکنی شما در حالی صورت می پذیرد که رئیس منصوب جنابعالی در دانشگاه زنجان، وقوع این عمل شرم آور را پذیرفته و به خاطر آن عذرخواهی نموده است و در نهایت دادستان زنجان نیز بر این عمل بی شرمانه معاونت دانشجویی صحه گذاشت.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در 19:8 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم تیر 1387
آیا پیروزی دانشجویان زنجان قاطع بود؟
بر خلاف اخبار منتشر شده غیر از برکناری مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، هیچ گونه قو